قادر حيدرى فسايى

56

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

قوله : « الثالث . . . » . [ مبحث سوّم : جمله‌ى خبريّه در مقام طلب ] جمله‌ى خبريّه دو صورت دارد : 1 ) جمله‌ى خبريّه‌اى كه در مقام طلب استعمال نشده است ، مثل اكثر جملات خبريّه همچون قام زيد . 2 ) جمله‌ى خبريّه‌اى كه در مقام طلب استعمال شده است ، مثل يغتسل و يتوضّأ و يعيد كه امام عليه السّلام در مقام طلب غسل و وضوء و اعاده مىفرمايند . درباره‌ى اين جملات دو بحث است : الف ) آيا اين جملات ظهور در وجوب دارند يا خير ؟ در اين مورد دو نظريه است : اوّل : نظريه بعضى از علماء مثل محقق رشتى : اين جملات مجمل هستند و لذا بايد توقف كرد . دليل : حمل اين جمل بر معناى حقيقى ( اخبار و حكايت ) محال است و لذا بايد حمل بر معناى مجازى كرد و معناى مجازى ، متعدّد است ( طلب الزامى و طلب غير الزامى ) و هيچكدام بر ديگرى ترجيح ندارد . « 1 » دوم : نظريه مشهور و مصنّف : اين جملات ظاهر در وجوب هستند و بلكه دلالت اين جمل بر وجوب اظهر و آكد از صيغه است . دليل : وقوع و انجام مطلوب از طرف عبد لازمه‌ى طلبى هست كه وجود مطلوب در خارج بر آن مترتّب شود و اين ويژگى نشانگر شدت طلب مىباشد . با حفظ اين نكته ، مولا با استفاده از جمله خبريّه به انگيزه‌ى طلب ، خبر از وقوع و انجام مطلوب از طرف عبد مىدهد . بنابراين مولا خبر از چيزى مىدهد كه لازمه‌ى طلب شديد او مىباشد . پس طلب منشأ بوسيله اين جملات اظهر و آكد از طلب منشأ بوسيله‌ى صيغه است چون صيغه دالّ بر اصل الطلب است . تأمل .

--> ( 1 ) - ر ك : بدايع الافكار مرحوم رشتى ، ص 233 .